العلامة المجلسي

605

حياة القلوب ( فارسي )

دوم آنكه : أو كافر بود وخونش حلال بود وبه اين سبب حضرت موسى عليه السّلام أو را كشت . وبر هر تقدير آنچه موسى عليه السّلام گفت كه اين عمل از شيطان بود چند وجه بر توجيه آن مىتوان گفت : أول آنكه : هر چند مباح بود كشتن كافر ودفع كردن أو از مسلمان ، امّا أولى آن بود كه در آن وقت آن را واقع نسازد وصبر كند تا هنگامى كه مأمور شود أو به معارضهء ايشان ، پس اين مبادرت نمودن مكروه وترك أولى بود ، لهذا گفت كه : از عمل شيطان بود . دوم آنكه : اشاره به عمل آن كشته شده كرد كه عمل أو از شيطان بود نه عمل خودش ، ومطلب عذر كشتن أو بود . سوم : اشاره به كشته‌شدهء خودش بود كه أو از عمل شيطان بود ، يعنى از لشكرهاى شيطان بود ، واين اصطلاح در عرف عرب شايع است . وامّا اعترافي كه به ظلم بر خود فرمود به همان نحو است كه در أحوال حضرت آدم عليه السّلام مذكور گرديد كه از براي اظهار شكستگى در درگاه حق تعالى بود بىآنكه گناهى نموده باشد ، يا براي فعل مكروه وترك أولى بود چنانچه گذشت ، يا مراد آن بود كه : پروردگارا ! ستم بر خود كردم كه خود را در معرض اذيت وعقوبت فرعون درآوردم ، زيرا كه اگر فرعون بداند مرا در عوض أو خواهد كشت ، فَاغْفِرْ لِي يعنى پس بپوشان بر من وچنان كن كه فرعون نداند كه من اين كار كرده‌ام ، فَغَفَرَ لَهُ يعنى پس خدا پوشانيد عمل أو را از فرعون وچنان كرد كه فرعون بر أو دست نيافت . وامّا آنچه فرعون گفت كه : تو از كافران بودى ، يعنى : كفران نعمت من كردى وحقّ تربيت مرا رعايت نكردى ، پس موسى گفت كه : من از ضالّان وگمراهان بودم ، يعنى نمىدانستم كه دفع كردن من آن قبطي را ، به كشتن منتهى خواهد شد ؛ يا گمراه بودم به كردن مكروه وترك أولى ؛ يا راه را گم كرده بودم وبه آن شهر افتادم ومرا چنان كارى ضرور شد براي خلاصي مؤمن از دست كافر . ودر حديث معتبر منقول است كه : مأمون از حضرت امام رضا عليه السّلام پرسيد از تفسير اين آيات ، فرمود : موسى عليه السّلام داخل شهري از شهرهاى فرعون شد در وقتي كه أهل آن شهر